عشق الهی در وجودم جاریست.
welcom to my weblog
شب است و ماه نقره ای در اسمان نشسته است خیا ل تو چو شبنمی به لامکان نشسته دراسمان ضیافتی ست عروسی ستاره هاست تو هم بیا عزیز دل که بزم جشنواره هاست به او بگویید... به او بگوییدتقویم خویش را ورق بزندتا به یاد ظلمی که کرده است بیفتد شاید قطره اشک ندامتی بریزد روی قبر بی نام و نشان که همه ی عاشقان بی نام ونشانند. شبنم چشمان تو می بارد روی ژاله ی قلبم کاش می دانستم پشت شیشه باران چه ترانه ی گمشده ای مد
![]()
![]()
![]()
![]()
فون است که مهری خاموش تن خاک را نوازش می کند.با تو هستم با تو ای که فرسنگ ها از من فاصله داری پنجره بسته شده نگاهت را باز کن باز کن ان پنجره ای که رو به بیکران است تا من با نگاه تو تقدس یابم من که در سراب زندگی همیشه های نگاهم سمت توست با تو هستم ای مسافر جاده های مه گرفته اندوه درنگ کن و به کوچه های خاطرات سری بزن ویاد کن ان هنگام را که به حریم عاشقان پا برهنه پا نهادی واهوی دشتم در دام دل تو اسیرگشت و تو کوزه بلورین محبت را تقدیم من کردی اما یادت نبودکه نور با سایه ی عاشق بازی می کرد .وتو باید صبورانه مهره های شطرنج را جا به جا می کردی.تا به بازی تقدیر نبازی و اینک چه بی رحمانه حرمت عشق و اشک های مرا شکستی و از من و از دنیای من جدا شدی.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

