عشق الهی در وجودم جاریست.
welcom to my weblog
رنگ نگات از اولم خیلی منو تکون نداد دستای عاشقت به من حس خوش جنون نداد به هر کی گفتم که شلید یه روزی مال من بشی روی خوشی به من وانتخاب من نشون نداد درست مثل تقویمی که عوض می شه سر بهار از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار از اولم دیده بودم تو چشم تو وفا نبود همش با دیگرون بودی حواستم به ما نبود بی هوا هر وقت اومدم از راه دور ببینمت دیدم که لبخند تو هیچ کدومشم به جا نبود درست مثل تقویمی که عوض می شه سر بهار از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار خیال نکن بدون تو سر به بیابون می ذارم توصحرا آواره می شم پا جای مجنون می ذارم فکرنکنی که تو بری روز وشبم یکی می شه از غم تو ترانه های تلخ وگریون می ذارم از اولم محبتام تو قلب تو اثر نداشت نصیحتام هیچ کدومش روی کارات اثرنداشت درست مثل تقویمی که عوض می شه سر بهار از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار قول ها و وعده های تو یه طبل پوچ و خالی بود دوستت دارم گفتن تو هیچی نداشت پوشالی بود شبی که سنگا مو باهات واکندم و گفتم برو تازه دیدم نخواستنت یه انتخاب عالی بود خداروشکر که قلب من اون دل سنگتو شناخت خوب شد که قلب عاشقم هستی شو پیش تو نباخت من تازه فهمیدم باید تو جاده های زندگی قصر بلور رویا رو با عاشق حقیقی ساخت با چشم باز می خوام برم پی یه سرنوشت ناب هر چی بوده تموم شده تو هم یه لطفی کن برو این اخرین حرف منه بهتره باورت بشه طاقت موندن ندارم دیگه نه من دیگه نه تو درست مثل تقویمی که عوض می شه سر بهار از ته دل دارم می گم خوب شد گذاشتمت کنار مریم حیدر زاده

